على اصغر ظهيرى

152

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

مىگويد : ما هم همراه حضرت شديم چرا كه : رفت از بر من آنكه مرا راحت جان بود * ديگر به چه اميد در اين شهر توان بود حذيفه مىگويد : من ميان راه ، ديدم امام مجتبى عليه السلام در بين شتران ، مواظبت عجيبى از يكى از شتران باركش دارد ، مواظب است كه اين شتر عقب نماند ، يا مشكلى پيدا نكند ، به گونه‌اى بود كه حضرت از اين شتر جدا نمىشدد ، من عرض كردم : چرا اينقدر مواظب اين شتر هستيد ؟ فرمود : به خاطر اين كه بار اين شتر ديوانى است كه در آن نام تمام شيعيان ما در آن نوشته شده است . عرض كردم : مىشود من اين ديوان راببينم ؟ حضرت فرمود : وقتى به مدينه رسيديم بيا تا به تو نشان دهم ، خلاصه به مدينه كه رسيديم ، يك روز با پسر برادرم نزد حضرت رفتيم و عرض كردم : آمده‌ايم ديوان را ببينيم . حضرت فرمود : اين جوان كيست كه او را همراه خود آورده‌اى ؟ گفتم : او پسر برادر من است و من چون سواد نداشتم او را آوردم تا ديوان را برايم بخواند و ببيند كه آيا اسم من در آن هست يا نه ؟ حضرت ديوان را آورد ، من گرفتم و به پسر برادرم دادم و گفتم : با دقّت نگاه كن ببين آيا اسم من در آن نوشته است ؟ . مىگويد : پسر برادرم ديوان را گرفت و با دقّت آن را مىديد ، ناگهان فرياد زد : عموجان ! اسم من ، اسم من ! ، حذيفه با اضطراب گفت : ببين نام هست يا نه ؟ خلاصه نام او هم بود ، اما در كنار نام پسر برادرش نورى برخاسته بود كه به عرش مىرفت ، حضرت فرمود : وَ اسْتُشْهِدَ مَعَ الحسين عليه السلام بكربلا « 1 » نكتهء مهم در مورد اين ديوان اين است كه : اين ديوان ثبت نام جديد ندارد و كسى هم نامش پاك نمىشود ، چرا كه در اين ديوان نام شيعيان حقيقى اهل بيت عليهم السلام در آن نوشته شده است .

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 26 ص 124 ، باب 7 ، حديث 19 و بصائر الدرجات ، ص 172 ، باب 3 ، حديث 6 .